اسطوره از ديدگاه انسان باستاني



عنوان: اسطوره از ديدگاه انسان باستاني

فرمت فایل: word

تعداد صفحات: 33

توضیحات

اسطوره در لغت با واژه Historia به معني « روايت و تاريخ» هم ريشه است. در يوناني MyThos به معني «شرحف خبر و قصه» است كه با واژه انگليسي Mouth به معني دهان، بيان و روايت مي توان آن را چنين تعريف كرد: اسطوره عبارت است از روايت يا جلوه ي نمادين دربارة ايزدان، فرشتگان، موجودات فوق طبيعي و به طور كلي جهان شناختي كه يك قوم براي تفسير خود از مستي به كار مي بندد، اسطوره سرگذشتي راست و مقدس است كه در زماني ازلي رخ داده و به گونه اي نمادين، تخيلي و وهم‌انگيز مي گويد كه چگونه چيزي پديد آمده، هستي دارد، يا از ميان خواهد رفت و در نهايت اسطوره به شيوه اي تمثيلي كاوشگر هستي است. باورهاي ديني انسان نخستين از اسطوره ها آغاز مي گردد و بعدها در زمانهاي متأخرتر، به گونه اديان شكل مي‌گيرد. پس اسطوره به يك عبارت، دين و دانش انسان نخستين و داشته هاي معنوي اوست. اسطوره يكي از سازه مهم فرهنگ بشري است.

اسطوره هاي يك ملت با ويژگي هاي كلي و جزئي خود، بازتابنده، شارح و كاشف تصوير منحصر به فرد آن ملت اند. بهمين گونه، مطالعه اسطوره، چه از لحاظ فرد فرد جامعه و چه از لحاظ فرهنگ بشري، بسيار اهميت دارد.[1]

اسطوره واكنشي از ناتواني انسان است در مقابله با درماندگيها و ضعف او در برآوردن آرزوها و ترس او از حوادث غير مترقبه. قدرت تخيل نهايت فعاليت خود را در اين زمينه انجام مي دهد.

اسطوره تجسم احساسات آدميان است به گونه اي ناخودآگاه، براي تقليل گرفتاريها يا اعتراض به اموري كه براي ايشان نامطلوب و غيرعادلانه است و چون آن را تكرار مي كنند آرامشي به آنها دست مي دهد.

تكرار اين داستانها كه در قالب نوعي آيين ديني برگزار مي شود به آنها حقانيت و واقعيت مي بشخد.

اسطوره همچنين نشانه اي از عدم آگاهي بشر است از علل واقعي حوادث.[2]

جايي كه تاريخ ساكت است، اساطير سخن مي گويند و به بيان انديشه ها، حالات، باورها و شيوه هاي زندگي در اعصار پيش از تاريخ مي پردازند. اساطير در قالب شعرها، قصه ها، سرودها، افسانه ها، نيايشها و آيين ها اصول فرهنگي حاكم بر جوامع كهن را مشخص مي سازد.[3]

اسطوره تعريف دقيق تري هم دارد كه به نقل از پژوهشگر ارجمند جلال تهاري در كتاب «چشم اندازهاي اسطوره» چنين آمده است: اسطوره هميشه و به هر شكل و صورتي كه طرح شده باشد متضمن روايت يك «خلقت» است، يعني مي گويد چگونه چيزي پديد آمده، موجود شده، و هستي خود را آغلز كرده است. آدمهاي اسطوره، موجودات مافوق طبيعي هستند و خاصه به خاطر كارهايي كه در آغاز آفرينش انجام داده اند، شناخته شده و شهرت يافته اند.

بنابراين مهمترين كاركرد اسطوره از ديدگاه انسان باستاني مشخص مي شود. او سرمشقهاي نمونه وار براي زندگي روزمره را در اساطي مي جويد و مي يابد و بدان تأسي مي كند. به اين معنا كه انسان باستاني در جوامع و فرهنگهاي كهن به ياري تقليد از الگوهاي اساطيري است كه خود را مي سازد. همان گونه كه انسان جديد خود را ساخته و پرداخته تاريخ مي داند، انسان باستاني خويشتن را فرآوردة تعدادي وقايع اساطيري مي پندارد.

 

[1]. ابولقاسم اسماعيل پور، اسطوره؛ بيان نمادين، نشر سروش، چاپ اول تهران سال 1377، صص 13 و 14.

[2].ژاله آموزگار، تاريخ اساطيري ايران، انتشارات سمت، چاپ دهم تهران 1387، صص 4 و 5.

[3]. شهلا لاهيجي، مهر انگيز كار، شناخت هويت زن ايراني، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، چاپ چهارم تهران 1387، ص 85.

فهرست مطالب

  • پيوند اساطير با اصل مادينه هستي
  • رابطه انسان با اصل مادينه هستي
  • شخصيت هاي اساطيري زنانه
  • نتيجه گيري

خرید و دانلود اسطوره از ديدگاه انسان باستاني

افزایش فالوور اینستاگرام